..
صدایی مبهم و گنگ از دور..صدا می زنه... نه می تونم بشنوم چی میگه..نه می تونم خودم رو بزنم به نشنیدن..ناخودآگاه به سمتش کشیده میشم ...یه جور گنگ و غریبی.. شبیه هیچ وقتی از زندگی م نبوده.. و حتا نمی دونم صدای زنه،مرده یا ...اصلا چی میگه!
صدایی مرا به خویش می خواند ! به سمت رفتن...
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۵/۰۵ ساعت 6 توسط شیــــوا-الف
|
تمامی الفاظ جهان را در اختیـــار داشتیم