اینقدر روزهای این سال 87 تند گذشت که حالا شمارش معکوس برای رفتنش شروع شده..
تلخ و شیرین ولــــــــــــــــــــی
دوست داشتنی.
بوی بهار و شکوفه های صورتی ش تمام مشامم رو پر کرده.
پ.ن1:یه حسی که رنگش رو فقط با چشمای بسته میشه دید
پ.ن2: رفتن به کنسرت های آخر سال و شلوغی های همیشگی طعم دیوونه بازی های من و سماست
پ.ن3:بچه خرگوشه دلش برای بچه شیره تنگ شده
+
نوشته شده در شنبه
1387/12/24ساعت 23 توسط شیوا-الف
|
می دونی٬
واسه م جالبه توی هر برهه ای از زمان که هستم احساس
"خوشبختی" میکنم.
خوشبختی توی"
دل" آدمه..
پ.ن:چرا "عادتم" تو باشی؛می خوام "عاشق" تو باشم...
+
نوشته شده در یکشنبه
1387/12/11ساعت 17 توسط شیوا-الف
|
شلوغ
شلوغ
شلوغ
روزهای شلوغ
این روزهای شلوغ نزدیک رفتن سال کهنه و اومدن سال نو
این حجم کارهای دم عید
این سالنامه ها و ویژه نامه ها و ...
این بی خوابی ها و کم خوابی ها ...
این نوشتن ها و ننوشتن ها...
..
..
پ.ن:گفتگوی اختصاصی ام با "جورجیو آرمانی"_مجله مردم و جامعه/ ره آورد سفر به هند :)
+
نوشته شده در شنبه
1387/12/03ساعت 16 توسط شیوا-الف
|