پ.ن1:خدا بعضی ها رو می سازه میفرسته این دنیا ،بعد تا قیامت انگشتش و گاز میگیره و میگه عجب....!!!!!!هرچی هم دنبال فرمولش میگرده پیدا نمیکنه.آخه خدا هم گاهی حواسش پرت میشه.
پ.ن2:هیچ علاقه ای به المپیک و دونستن رکورد های جالب توجه ورزشکاران در شاخه های مختلف ندارم.اما گزیری نیست :(
17مردادي ديگر
دغدغه هاي تمام نشدني ما ميرزا بنويس هاي پير وجوان
عشقي تمام نشدني
و البته دردسرهايي تمام نشدني
دعايي براي آرامش روح همه درگذشتگان سانحه C 130 و آرزويي تكراري براي فردايي بهتر و ايمن تر براي جماعت روزنامه نگار
بي ربط1:فرصت همين امروزه براي عاشق بودن،فردا مي پرسيم از هم غريبه اي يا دشمن...
بي ربط2:آغاز رقابتهاي المپيك 2008 پكن
ماریلا گفت: « ظاهراً دیگر مثل گذشته پر حرفی نمکنی آنی . تازه ای جملات بزرگ و گنده و جدی نیز استفاده نمیکنی. ببینم ٬ چه بلایی سرت آمده ؟ چرا تغییر کردهای ؟ »
آنی سرخ شد و کمی خندید. او کتابش را زمین نهاد و با قیافهای رویایی به بیرون پنجره خیره شد. انگشتش را به چانه زد و با قیافهای اندیشناک پاسخ داد : « نمیدانم٬ دیگر زیاد دوست ندارم حرف بزنم. به نظرم قشنگتر میآید که انسان افکار عزیز و دوست داشتنی خود را در قلب خویش نگه داشته همچون گنجینهای گرانبها از آنها نگهداری کند. زیاد خوشم نمیآید کسی به افکارم بخندد و یا در مورد آنها به شگفتی بیفتد. تازه٬ نمیدانم چرا اما دیگر از کلمات گنده و بزرگ خوشم نمیآید . واقعاً جای افسوس است ٬ این طور نیست ؟ خصوصاً حالا که بزرگ شدهام و در صورتی که بخواهم ٬ میتوانم در کمال آزادی و آگاهی از آنها استفاده کنم٬ این طور نیست ؟ از بسیاری جهات جالب است که انسان متوجه بزرگ شدن خود میشود . اما آن قدر ها هم که فکر میکردم سرگرم کننده و بامزه نیست ماریلا . آن قدر چیز برای آموختن هست٬ آن قدر کار برای انجام دادن و فکر برای اندیشیدن هست که اصلاً فرصت برای استفاده از کلمات و واژههای بزرگ و شاعرانه نمیماند. »
پ.ن1:احساس سبکی ٬ احساس آرامش ٬ احساس تولد ٬ حس اعتراف ...
پ.ن2:که به کنجی نخزد دنیایی به سبویی نرود دریایی ... نرود ..چی؟دریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــایی :)
"آرزومندم مفيد فايده باشي ، تنها به قدر ضرورت . . . .
تا در لحظات سخت
وقتي ديگر چيزي باقي نمانده است ،
همين حد از مفيد بودن ، تو را سر پا نگه دارد.
همچنين برايت
آرزومند صبوري هستم
نه با كساني كه اشتباهات كوچك مي كنند . . . . .
اين كار ساده اي است
بلکه با آناني كه اشتباهات بزرگ و جبران ناپذير مي كنند . . . .
و با كاربرد درست صبوريت براي ديگران نمونه شوي
واميدوارم اگر جوان هستي ،
خيلي به تعجيل رسيده نشوي . . . . .
واگر رسيده اي ، به جوان نمايي اصرار نورزي
و اگر پيري و سالمند تسليم نو ميدي نگردي . . . .
چرا كه هر سني خوشي و ناخوشي خاص خود را دارد
ولازم است بگذاريم در ما جريان يابد
اميدوارم به پرنده اي دانه دهي
و به آواز سهره گوش فرا دهي ،
انگاه كه آواز سحرگاهيش را سر مي دهد ،
چرا كه به اين راه ، به رايگان احساس زيبايي خواهي يافت . . . .
اميدوارم كه دانه اي نيز به خاك بيفشاني
هرچند خرد و كوچك بوده باشد
و با رويشش همراه شوي . . . .
تا دريابي چقدر زندگي در يك درخت وجود دارد ...."
پ.ن:آخرین برگ از زندگی هامـــــــــــــــــــــــــون ایران ورق خورد..صدایش وقت گفت و گو برای فیلم"صبحانه ای برای دو نفر"هنوز در گوشم است.راحت بخواب ،آسوده شدی از این دنیای پر از دروغ و ریاکاری.