**
همیشه نزدیک عید همه کارها توی هم گره می خوره،امسال هم از این قاعده مستثنی نیست؛ویژه نامه عید نسیم و سالنامه و کلی ریزه کاریه دیگه باعث شده تا حتی شبها هم خوب دیر و زود شدن مطالب و این جور چیزها رو ببینم
پ.ن1:اسپند دود میکنم ..برای دور شدن همه چشم زخمها..همه حسودهایی که در زندگی مان سرک میکشند و طاقتشان طاق(تاق) شده...
پ.ن2:همانا خدا در میان انسانها "جانورها" را نیز خلق کرده که هیبتی شبیه انسانها دارند اما در اصل جانورند.
**ترجمه شعری از لنگستون هیوز
پ.ن1:و خدایی که همین نزدیکیست..........همین نزدیکی!....(اما شاید به خواب زمستانی فرو رفته باشد)
پ.ن2:با نهایت اقتدار معتقدم "شعور توی ذات آدمهاست" و شرط اولیه اش "ادم" بودن " است...........
دكمههاي آسانسور، وقتي به ترتيب از پايين روشن ميشن تو رو ياد چيزي نميندازه؟
از يك شروع ميشه، دونه دونه هر چراغي چند لحظه روشنه، بعد خاموش ميشه، دكمه بالايي روشن ميشه
صداي ضعيف يه آهنگ مياد، گاهي بعضي جاها مي ايسته، كسي مياد، كسي ميره، بعد همينجوري ميره بالا ، دكمه ها به ترتيب روشن و خاموش ميشن، تا آخر !
آخرش يه جا مي ايسته، ديگه دكمهاي روشن نميشه، همينجوري اگه بايستي چراغ هم خاموش ميشه .
نه كسي مياد، نه كسي ميره، نه چراغي روشن ميشه، نه صداي ضعيف آهنگي، ميتوني منتظر بشي كسي از جايي كه هستي تو رو پائين بكشه، ميتوني خودت بري پائين، ميتوني يه راهي پيدا كني بازم بري بالاتر، ميتوني منتظر كسي بشي كه راه بالا رو نشونت بده، ميتوني هم هيچ كاري نكني، بشيني همون گوشه آسانسور و فكر كني كه اينجا ديگه آخرشه.
.
.
.
نشستم .. دارم فکر میکنم ...
.
.
.
و حین فکر کردن کارهایی انجام میدهم و از این کارها لذت می برم.فیلم دیدن،ورزش کردن،رانندگی در سکوت و گوش دادن به ریرای سهیل نفیسی و شوق دوست همایون شجریان..همه اینها در تنهایی و لذتی مضاعف!
.
.
چون اینجا آخرش نیست! برای من تا وقتی هستم هنوز راه باقیست.
پ.ن1:دلنوشته هام؛دست نوشته هام و شعرهام گاهی سر از خیلی جاها در می یارن؛گاهی به خودم مسیج می شه و گهگاه سر از اینترنت در می یاره! یه نتیجه دیگه از اعتماد کردن به دوستام...و این اصرار از خیلی ها که میگن شعرهام رو بزارم توی بلاگم تقریبا غیرممکن می نماید!
پ.ن2:شبیه "نیاز" شده ام...فیلم علیرضا داوود نژاد که اولین بار با همکلاسی های دبستانم و مانتوهای یک شکل طوسی در سینما شهر قشنگ دیدم.
احتراما، نظر به اينکه طي بررسي هاي به عمل آمده توسط اينجانب، علي رغم تمام نعمات و افاضات حضرتعالي در مراحل مختلف زندگي به اين حقير، به هيچ جايي نرسيده و موجبات شرمساريِ نسل بشريت را فراهم آورده م، متمني است پيرو تبصرهء سوم بند اول قرارداد آفرينش، مورخ ?/?/?، معقده فيمابين ابرجد اينجانب- مشهور به « آدم » - و حضرتعالي، استعفاي اين حقير را از مقامِ « انسانيت » بپذيريد.
بديهي است مِن بعد اينجانب هيچ گونه مسووليتي را در قبال انساني بودن رفتار و گفتار خويش با توجه به بررسی های متعدد در رفتار و کردار سایر ابنا بشر نخواهم پذيرفت. مستدعي است در صورت نياز به اخذ حيات، لطفا مراتب را هر چه سريعتر به اطلاع عزرائيل برسانيد.
و من الله توفيق،
ش.الف
رونوشت :
- نکير
- منکر
- عزرائيل
- شيطان رجيم
مرتبط:"شیوای "درونم تنها شده و بیمار و نیاز به مراقبت داره؛شاید حتی بخش مراقبتهای ویژه .
کاملا بی ربط:"جرج کلونی" نشان سفیر صلح سازمان ملل رو دریافت کرده؛بعد از کمکهای زیادی که به اوارگان دارفور سودان داشت" بان کی مون" این عنوان را به او داده؛اهمیت این موضوع برایم در تفاوت شخصیتی و رفتاری این به اصطلاح اروپایی و امریکایی های ... با این مثلا قشر هنرمند مسلک وطنی ماست! هنوز هم طبل های تو خالی هستیم.