بی هیچ تعبیر و تفسیری تو تنها کسی هستی که تحت هر شرایطی مهمی.
این واقعیت دارد.
بگذار من اولین نفری باشم که این را به تو میگوید..
حالا که کسی چیزی از تو می خواهد ,چه لزومی دارد به روی خودت بیاوری؟
اصولا چرا باید به حرف کسی گوش بدهی که می گوید کمی عادل یا منصف باش!!
حالا به تو چه مربوط است که کسی به کمک یا همفکری تو احتیاج دارد؟
به تو چه مربوط است که جواب سوالات صد من یه غاز کسی را بدهی؟
مهم آن است که تو آرامشت را حفظ کنی و به زندگی خودت برسی!
به کسی چه؟
تو تنها کسی هستی که به حساب می آیی!
چا باید به مشکلات بقیه گوش کنی؟فقط مشکلات خودت است که باید برایت اهمیت داشته باشند.اگر هم کلاسی,دوست حتی عزیزترین کس زندگیت مریض است به تو چه؟این مشکل خودش است.
حالا او یک زمانی در یک موردی به تو کمک کرده,یا تو به هر دلیلی کمی تحویلش گرفته ای,چه معنی دارد که الان از تو می خواهد 2ساعت!!!! از وقتت را به او بدهی؟
یا پای درد دل و دلتنگی اش بنشینی؟مگر تو مشاور روانشناسی؟خودت را با یک جمله خلاص کن:"عیب نداره.درست میشه.باید قوی باشی!"
به تو چه مربوط است که اصلا بخواهی نسبت به بعضی چیزها تعهد,معرفت و یا حتی بزرگواری نشون بدی؟
تو هر کاری که برایت دردسر و زحمتی کمتری دارد انجام بده.بی جهت خودت را خسته نکن!
تو فقط راه خودت را برو و کاری به کار کسی نداشته باش.اما توقع داشته باش که بقیه به حرفت گوش کنند و هروقت کاری از آنها خواستی برایت انجام دهند,و در برابر حرفها و تصمیمات تو فقط تاییدت کنند!
اصلا به تو چه که کسی دلش می خواهد با تو حرف بزند؟می خواهد چه چیزی را ثابت کند؟هر جا دلت می خواهد غذا بخور.هرجا دلت می خواهد تفریح کن.هر وقت دلت می خواهد به سفر برو,مهم نیست کسی منتظرت هست یا نه! مهم تویی که باید لذت ببری..از همه چیز!
کل دنیا باید بر وفق مراد تو باشد.بقیه بروند به جهنم!
پ.ن1:هر کسی از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من!
پ.ن2:قورباغه مرد ... قورباغه را کشتم ... قورباغه ام را کشتند ... مرا مثل يک قورباغه کشتند!
*رقابت ميليمتري -مقاله ام در اعتماد
من وقتایی که با خودم حرف میزنم ایده میاد تو ذهنم که اینجا چی بنویسم، الآن یه چندوقتیه که با خودم حرف نزدم،شاید به خاطر فشردگیه کارامه، در نتیجه خیلی از اون ایده ها ندارم که چی چی بنویسم، یعنی ایده دارما، ولی اوناییش که به درد شماها میخوره مال وقتیه که دارم با خودم حرف میزنم، اونم آنلاین !
*کوتاه شدن قامت دل را دلتنگی گویند
پ.ن1:چرا بیماری مسری است و سلامتی مسری نیست؟
پ.ن2:مبتلا شدن میدونی یعنی چی؟نه نمیدونی..یه چیزی تو مایه های دچار! امیدوارم مبتلا شی..همین!
من دیگه منتظر هیچ کسی نیستم تا بیاد
دل من از آسمون
معجزه اصلا نمی خواد...
پ.ن1:ميدوني..تو باختي..نه من! سكه هميشه دو رو داره..هميشه!
پ.ن2:مرگبار ترین موسیقی زندگی ما که تو هیچ ژانری هم نمیشه جاش داد ٬ همون تیک و تاک ساعت دیواری اتاق منه ...
پ.ن3:نهال عزيزم مرسي از دوستي ات!
**انتقام ايتاليايي در آتن-میلان قهرمان اروپا-مقاله ام دراعتماد