تبليغاتX
دلشوره های من
وقتی پشت سرم تو راهروی همون خونه قدیمی می دویدی ..
یه لحظه برگشتم و نگات کردم..ترسیدم..
داشتی دنبالم میومدی..داشتی می دویدی
اما چرا ترسیدم
اون روز نفهمیدم
اما حالا می دونم
از همون لحظه می دونستم ..یا شاید می ترسیدم..نکنه یه روز دیگه هم پای من نیای و
وقتی برگردم پشت سرم و نگاه کنم که فرسخ هاست دور شدی و نیستی..
کاش اینقدر تند نمی دویدیم..نمی دویدم..
کاش اینقدر زود خسته نمی شدی!
+ نوشته شده در چهارشنبه 1385/03/31ساعت 14 توسط شیوا-الف |

شب من پنجره ای بی فردا
روز من قصه تنهایی ها .....................
مانده در خاک و اسیر ساحل
ماهیم ماهی دور از دریا
هیچکس با دل آواره من
لحظه ای همدم و همراه نبود
هیچ شهری به من سرگردان
در دروازه خود را نگشود

کولی ام خسته و سرگردانم
ابر دلتنگ پر از بارانم


پای من خسته از این رفتن بود
قصه ام قصه دل کندن بود
دل به هرکس که سپردم دیدم
راهش افسوس جدا از من بود

صخره ویران نشود از باران
گریه هم عقده ما را نگشود
اخر قصه من مثل همه
گم شدن در نفس باد نبود

روح اواره من بعد از من
کولی دربه در صحراهاست
میرود بی خبر از اخر راه
همچنان مثل همیشه تنهاست

کولی ام خسته و سرگردانم
ابر دلتنگ پر از بارانم
...........
..............
+ نوشته شده در یکشنبه 1385/03/21ساعت 1 توسط شیوا-الف |

 

عروسکم

 

چرا واژه ها از من فرار می کنند عروسکم..عروسک غمگینم ؟

شايد هراس حس مشترکی است بين ما...

اين همه شعر به چه کار اين دل می آيد؟

شـــــعر مگر چیــســت عروسکم..عروسک غمگینم ؟

جز دو سه واژه نابالغ که به حرمت رديف و قافيه با هم مدارا می کنند؟غربت مگر جز اين است که در رويا سرشار باشيم و در حضور تهی؟...کاش فاصله ها عاشق می شدند تا شوقی بود برای رسيدن...

کاش ديوارهای خانه مان از شيشه بودند عروسکم..عروسک غمگینم

 

عروسکم..عروسک غمگینم، در اين تنهايی متروک به چه دل خوش کرده ايم جز به چند حرفی های ساده يک اسم؟

 

خوب می دانم، که حضور مقدس کسی از خلوت تو رخت بر نمی بندد.... خوب می دانم که دلت بهانه می گيرد

 

من اينجا، هر شب به جای شماره کردن ستاره های ناپيدا، ساعتهای شنی می سازم،تا صدای تيک تيکی نباشد...ساعتهای شنی عقربه ندارند...

گوش کن! صدای سکوت می آيد

هوا سرد است عروسکم..عروسک غمگینم! سردتر از دستهای من، که بی حاصل بر اين ديوار ها پنجه رهايی می کشند.اينجا زمستان است ، و آنجا بهار.يادت می آيد؟ که ميگفتی شماره روزها از دستت بيرون شده؟ حالا من ، زير سايه شوم اين سقف که آسمان را از چشم می دزدد، شب و روز را گم ميکنم

 

هنوز هم مهتاب، کورسويی بيش نيست...همان هم چشم را ميزند...تاريکی ميخواهم و ديگر هيچ...

ديوار...ديوار...چهار ضلع يک مربع نفرين شده، که زنجيروار به دور من می گردند...چهار سياه پوش،دست در دست...مثل بازيهای کودکی ام...آنها می چرخند و من در ميان ،درست در مرکز دايره تقدير، چشمهايم را می بندم...آنها...

ديوارها آواز می خوانند عروسکم..عروسک غمگینم ، آوازهای آشنا. و من خيره با چشمان بسته نگاهشان می کنم، که چه تاريکند و چه سرد...

دلم پنجره می خواهد

 

اينجا اگر پنجره ای هم باشد ، جای شيشه آينه دارد.کنار پنجره که ميروی تنها خودت را ميبينی...خودت درآينه...و آينه در قاب...قاب يعنی پنجره! اينجا شيشه های شفاف ممنوعند.مثل سيب...مثل نفس...مثل آرزو

 

اينجا سرد است عروسکم..عروسک غمگینم ، بار سفر را به کدام مقصد تاريک بسته ای؟ چتر فراموشت نشود!اينجا باران غبار می بارد، می گويند اگر بر تن بنشيند آدم را خانه خراب ميکند! ميگويند نفس را سنگين ميکند...

 

+ نوشته شده در شنبه 1385/03/13ساعت 5 توسط شیوا-الف |

Promise me

 

You light up another cigarette
and I pour the wine
It's four o'clock in the morning
and it's starting to get light
promise menow I'm right where I want to be
losing track of time
but I wish that it was still last night
You look like you're in another world
but I can read your mind
how can you be so far away
lying by my side
when I go away I'll miss you
and I will be thinking of you
every night and day just
....

Promise me you'll wait for me
'cos I'll be saving all my love for you
and I will be home soon

Promise me you'll wait for me
I need to know you feel the same way too
and I'll be home, I'll be home soon

When I go away I'll miss you
and I will be thinking of you
every night and day just ...

Promise me you'll wait for me
'cos I'll be saving all my love for you
and I will be home soon
Promise me you'll wait for me
I need to know you feel the same way too
and I'll be home, I'll be home

Promise me you'll wait for me
'cos I'll be saving all my love for you
and I will be home soon

Promise me you'll wait for me
I need to know you feel the same way too
and I'll be home, I'll be home soon

 

 

 

 

**u r  here..beside me and i have no dream**

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1385/03/09ساعت 12 توسط شیوا-الف |