تبليغاتX
دلشوره های من
 
می بينی چه بزرگ شده م؟
ديگه همه ش چشمم به در نيست.
حالا ياد گرفته م به ديوار خالی روبرو نگاه کنم.
بزرگ ترم می شم حالا،
وايستا.
 ):
+ نوشته شده در دوشنبه 1383/01/31ساعت 13 توسط شیوا-الف |

 

یکی بود
یکی نبود
اون یکی هم که بودش ها، خوب؟ اونم تنها بود، تنهای تنهای خیلی تنها
باور نمی کنی نه ؟
ولی باور کن
بقیه شو هم نمیگم
قصه ی ما به سر رسید...

 

پی نوشت:"دیوار میشی
آخرش دیوار میشی
باور کن
از دیوار
بدم میاد
اینم باور کن"

+ نوشته شده در پنجشنبه 1383/01/13ساعت 12 توسط شیوا-الف |

 

شاید اینم یه قصه باشه
از اون قصه هايي که بايد بشينی کنار شومينه و تکيه بدی به ديوار
بعد یکی بیاد و کنارت بشینه ٬ بهت تکیه بده
و تو اونو از پشت محکم بگيری توی بغلت
شومينه هم بايد روشن باشه
تو دستت باید یه لیوان مشروب باشه
تو دست اون هیچی
يواش يواش باید بخوری و گرم شی
بعد شروع کنی
در گوشش قصه بگی
با يه صدای آروم
یه صدای آروم آروم
که میگی:
يکی بود يکی نبود ...

اونی که بود من بودم..اونی که نبود تو بودی...

+ نوشته شده در یکشنبه 1383/01/09ساعت 23 توسط شیوا-الف |

هجوم کلمه‌ها بعضی وقتا آدم رو فلج میکنن . یه دنیا حرف گیر کرده که ... قصه‌ نه ها ٬‌ حرف . بعضی وقتا به یه جایی میرسی که آرزوی مرگ میکنی ٬ بعضی وقتا از اونجا میگذری دیگه اصلاً آرزو نمیتونی بکنی.

الان فهمیدم٬‌ نه دیدم ؛ من سرطان دارم . به زودی هم میمیرم. نمدونم چقد زود ولی همین . من تموم میشم . تموم شدن که بد نیست ولی ... قصه‌ی کلاغ و عقاب بود ٬ اونجا که عقاب واسه اینکه زندگیش زیاد بشه میره میشینه هم‌غذای کلاغ میشه تو گنداب ...

مرگ اون لحظه‌ایه که من الان دیدم. چشمام رو بسته‌م و آخر قصه‌م رو دیدم. من میتونم آینده رو ببینم گفته بودم دیگه نه ؟ همونجوری که زبون پرنده‌ها رو میفهمم. اون پرنده‌هه بود مال شبای عاشقیم ٬ تو اون خونه قبلیه ٬ اون اینجا دیگه نیست . تو این خونه صدای هیچ پرنده‌ای نمیاد. این یه مرحله‌ست نه ؟

شاید شبیه اون مرحله‌ایکه عقابه بعد از رسیدن به ملکوت می‌ترسه ٬ تردید میکنه ٬ برمی‌گرده و دوباره میشینه پیش کلاغه تو لجن. عقابه سرطان داره و میمیره .

یه نگاهی به دور و برت میندازی .. خالیه ... خودت خالیش کردی . حالا برو بمیر. .....

 

پی نوشت:" یه سال دیگه شروع شد..اما واسه ما ..من و تو همه چی تموم شد..همه ش همین بود"

+ نوشته شده در یکشنبه 1383/01/02ساعت 20 توسط شیوا-الف |